خدا مرا به واسطه ى همان يك نماز بخشيد (شيخ ارده شيره)


 

حضرت آيت الله العظمى نجفى مرعشى مى فرمودند:

در قم شيخى بود معروف به شيخ ارده شيره جهت معروف شدنش به اين نام آن بود كه او به ارده شيره بسيار علاقه داشت و حتى كتابى در وصف ارده شيره نوشته بود. آدم فقيرى بود خانه و منزلى نداشت . در حقيقت تارك دنيا بود. يك شب در زمستان در ميان مقبره ميرزاى قمى در قبرستان شيخان خوابيد صبح براى نماز بلند شد ديد برف زيادى آمده پشت در را گرفته ، شيخ هر كارى كرد در باز نشد، ماند در ميان مقبره از طرفى وسيله وضو حتى وسيله ى تيمم هم نبود چون مقبره باگچ و سيمان و ساير مصالح ساختمانى پوشيده شده بود نزديك طلوع آفتاب شد ديد نمازش قضا مى شود با همان حال بدون وضو و تيمم صحيح نماز را خواند بعد از نماز رو كرد به طرف آسمان و دستها را بلند نموده به شوخى به خداوند عرض ‍ كرد: خدايا! تا به حال تو به من هر چه دادى من چيزى نگفتم و قبول كردم گاهى نان و ارده شيره دادى شكر كردم ، گاهى هم نان دادى و اصلا خورش ‍ ندادى باز هم قبول كردم خدايا تو هم امروز اين يك نماز بى طهارت را از من قبول كن و مرا مواخذه مكن .
ناقل فرمود بعد از وفات شيخ يكى از دوستان صالحش او را در خواب ديد پرسيد: خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟
گفته بود: خدا مرا به واسطه ى همان يك نماز بخشيد
*  .

---------------------------------------------------------------------

* نماز اول وقت ، رجايى خراسانى ، ص 190

دستور العملی از حاج ميرزا جواد آقا ملکی تبریزی  

دستورالعمل مرحوم حاج ميرزا جواد آقا، براى آيةالله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى

 

از جمله اين دستورالعملها، نوشتهاى است كه عارف خودساخته، مرحوم حاج ميرزا جواد آقا، براى آيةالله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى معروف به «كمپانى» ارسال داشته است. تامل در شخصيت كم نظير مرحوم كمپانى و توجه به عظمت علمى و روحى اين رادمرد ولايى، ارزش و اهميت اين دستورالعمل را صد چندان مى نمايد. با هم بازنويس ساده اين نوشته ارزشمند را مى خوانيم

بسم الله الرحمن الرحيم

فدايت شوم

در باب دورى از تقيدات ظاهرى و نرسيدن به واقعيات كه نوشته شده و از اين بنده دستخالى چاره جويى نموده ايد، بدون مقدمه و تعارف، بنده حقيقت آنچه كه براى سير اين عوالم ياد گرفته، بعضى از نتايج آن را مفصلا در خدمت شما صحبت كرده ام و از شوق بسيار اين كه با رفقاى خود در همه جاها همرنگ بشوم اساس و ريشه آنچه از لوازم اين سير مى دانستم، بى مضايقه بيان كردم. اكنون نيز مختصرى از آنچه ياد گرفته ام مجددا اظهار مى دارم

«شناخت نفس» راه مطلوب براى خودسازى است. براى اين امر مهم نيز بايد به عالم عقلى رسيد. تا انسان پاى به اين عالم نگذارد و از دنياهاى ديگر بيرون نرود «معرفت نفس» حاصل نمى شود. از اين روى در پى اتمام اين معرفت، مرحوم مغفور [ملا حسينقلى همدانى] كه خداوند بهترين جزاى معلمان ما را به او بدهد، مى فرمود:

بايد انسان مقدار زيادى از خوراك و غذايش را كم كند و از استراحت و خواب خود بكاهد تا جنبه حيوانيت در او كاسته شده،ابعاد روحانى بيشترى به دست آورد.ميزان آن را هم چنين فرمود كه انسان روز و شب بيش از دو مرتبه غذا نخورد و از خوراكى ها در بين دو وعده غذا استفاده نكند. هر وقت غذا مى خورد بايد مثلا يك مقداري از گرسنگى بخورد و آن قدر بخورد كه تماما سير نشود و باز هم ميل به غذا داشته باشد; اما اين كه چه بخورد، بايد خوردن گوشت زياد را ترك كند و در شب و روز هر دو وعده گوشت نخورد. و در هر هفته دو سه دفعه هر دو (يعنى هم روز و هم شب) را ترك كند و يك وعده هم بر خود لازم بداند كه نخورد. و اگر بتواند روزه هاى سه روز هر ماه را ترك نكند.

اما در كم كردن خواب: شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ زبان و دورى از اهل غفلت كوشش بسيار كند، اينها در كم كردن بعد حيوانى كفايت مىكند

اما تقويت روحانيت: اولا، دايم بايد هم و حزن قلبى به سبب نرسيدن به مقصود - كه همان قله هاى سعادت و تهذيب است - داشته باشد. ثانيا، تا مى تواند ذكر و فكر را ترك نكند كه اين دو بال سير در آسمان معرفت است. ذكرهاى صبح و شب، اهم آنها - مخصوصا آنچه در هنگام وقت خواب در اخبار آمده است - انجام شود و با وضو بخوابد. زمستان ها سه ساعت و تابستان ها يك ساعت و نيم قبل از اذان صبح مشغول تهجد، شب زنده دارى و راز و نياز باشد. مداومت بر ذكر سجده يونسيه (لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين) داشته، حداقل چهارصد مرتبه انجام دهد، هر چه بيشتر اثرش بيشتر است. خيلى ها اثر ديده اند، بنده خود هم تجربه كرده ام

قرآن كه خوانده مى شود به قصد هديه حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه وآله خوانده شود

اما فكر; كس كه مبتدى است بايد ابتدا در مرگ فكر كند تا اين كه استعدادى براى مراحل ديگر يابد. (1)

حديث نفس حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست

كه آشنا سخن آشنا نگه دارد

حكايت عبادت پيامبر صلي الله عليه و آله

حكايت عبادت پيامبر صلي الله عليه و آله

انس بن مالك گويد: رسول خدا (ص ) آنقدر عبادت و شب زنده دارى كرد كه بر اثر  آن بدنش همچون مشك خشكيده شد

:جمعى از مسلمين (دلشان به حال آن حضرت سوخت ) عرض ‍ كردند

 چه چيز شما را اين گونه به كوشش در عبادت واداشته است ؟، با اينكه خداوند گناه ترك اولى ) قبل و بعد تو را بخشيده ، باز اين همه سعى و تحمل ورنج در عبادت براى چه ؟

: آنحضرت در پاسخ آنها فرمود: افلا اكون عبدا شكورا

(( آيا من بنده سپاسگذار خدا نباشم ))

تب و تابی که باشد جاودانه                   سمند زندگی را تازیانه

به فرزندان بیاموز این تب و تاب                کتاب و مکتب افسون و فسانه

                       


منبع: ج ۲ داستان دوستان نوشته محمد محمدي اشتهاردي

حقیقت خیالی (دلنوشته )

بسمه تعالی

 (حقیقت خیالی)

قلمی در دستم ، به موازات خیال

میروم تا قلل سرد سحاب

                 می نشینم بر ماه ، بر خورشید هوس

لحظه ای موجی از وسوسه ها به بهشتم بردند

ناگهان

 به بلندای خیالم پرت شد ، این تن خاکی من

کودکی آنجا بود که لباسش پاره ، دستها آلوده

                        چشمهایش روشن ، و چه خوش سیما بود

                                       چهره ای نور آلود

                                                از ته دل با خاک ، با زمین سودا داشت!

قدمم بر خاک است

             نگهم رو به زمین

                                هوسم جای دگر

دل من ، به تمنای وصال چه کسی پر می زد؟

نشد آخر که بفهمم خود را

از نمک زار درون

                تصفیه خانه چشم

                      قطره بی تابی ، امیدوار به وصل

                                                    چه شتابان می تاخت ،

لحظه ای در طلبش ، ناله ای سر دادم

ناله ای از ته این خونین جگر.

کوله باری از غم ، از غبار نَفْسم

روی دوش اشکم

 اشک من تیز بتاز ، طاقتم سر شده است.

خطبه بدون الف از عجایب حضرت علی (ع)

خطبه بدون الف از عجایب علی (ع) + عکس

کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که:

روزی جمعی از اصحاب پیغمبر اكرم صلي الله عليه و آله بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در ميان حروف که از همه بیشتر در سخن و کلام موجود است؟ معلوم شد حرف «الف» از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که حرف «الف» در آن نباشد.حضرت مولاي متقيان امیرالمؤمنین علي علیه السّلام كه در اين جلسه حضور داشتند، بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای ايراد فرمودند كه در آن حرف«الف» به كارنرفته است. چنانکه عقل ها حیران ماند و حضار متحير. نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.

اين خطبه طولانى،علاوه بر اين كه قدرت علمى مولاى متقيان را نشان مى‏دهد،داراى معارف عظيم است.گويا آن بزرگوار در استعمال كلمات و جملات آن هيچ گونه محدوديتى نداشته است‏

متن خطبه و ترجمه آن در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

خطبه بدون نقطه از عجایب علی (ع)

خطبه بدون نقطه از عجایب علی (ع)

عجايب فراوان از مولاي متقيان علي (ع) شنيده شده، از دلاوري‌ها و رشادت‌ها، احسان و نيكوكرداري، صبر و بردباري، اما يكي از شگفتي‌هاي اين بزرگ مرد عالم اسلام خطبه‌ايست كه كه بدون نقطه و بداهه و البته بدون تامل قرائت نموده اند. چنانکه عقلها حیران ماند .


متن كامل اين خطبه به همراه معني فارسي آن در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

پیدایش جشن نوروز

پیدایش جشن نوروز
 
انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

شعر نوروزی امام خمینی(ره)

شعر زیبای امام خمینی(ره)


 :::  عید  همگی پیشاپیش مبارک :::

         عید نوروز

 باد نوروز وزیـــده است به كوه و صحرا ** جامه عیـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست  **  نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نما

صوفى و عارف ازین بادیه دور افتـادند **   جــام مى گیر ز مطــرب، كه رَوى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند **  من ســرمست، ز میخـــانه كنـــم رو به خدا

عید نوروز مبارك به غنــــى و درویش  **  یــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگشا

گر مرا ره به در پیر خــــــرابات دهى  **   بــه سر  و جان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم  **   تـــا بـــه دلـــدار رسیدم نـــكنم بـــــاز خــطا

حکایتی خواندنی (شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین(ع))

شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین ( صلوات الله علیه)

عالمی از علمای نجف اشرف که اتفاقاً شاعر زبردستی هم بوده و به دو زبان فارسی و عربی هم خیلی خوب سخن می گفته، در حرم مطهر حضرت علی صلوات الله علیه نشسته بود، دید یک نفر عوام آمد جلوی ضریح مقدس و این شعر را گفت:

شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)
قد این گلدسته هایت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

سخنانی زیبا از جبران خلیل جبران

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در سخن گفتنت جلوه کند . جبران خلیل جبران


چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در دل من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در دل خداوندم. جبران خلیل جبران


هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران

(بقیه را در ادامه مطلب بخوانید)

ادامه نوشته

غزل حافظ

دست   از   طلب  ندارم  تا   كام   من   بر  آيد                 يا تن  رسد  به  جانان  يا  جان  ز تن در آيد

بگشاي   تربتم    را   بعد   از   وفات   و   بنگر                  كز   آتش   درونم    دود    از   كفن   بر  آيد

بنماي  رخ  كه   خلقي  واله  شوند  و   حيران                 بگشاي   لب  كه  فرياد  از  مرد و زن بر  آيد

جان بر لب است و حسرت در دل كه از لبانش                 نگرفته  هيچ   كامي   جان   از  بدن  بر  آيد

از  حسرت   دهانش   آمد   به   تنگ    جانم                  خود  كام   تنگدستان  كي  زان  دهن بر آيد

گويند   ذكر   خيرش   در    خيل    عشقبازان                  هر جا   كه  نام   حافظ   در   انجمن   بر آيد

دلنوشته شعر

اشک ماهی

من امیدی بودم

پی آینده دور

در پی یک آرزو

آرزوی خالی از هرگونه نور

خالی از معیار انساندوستی

دورتر از اندیشه های عاقلان

خامتر ز خیال جاهلان

در بزرگراه سراب آرزو های دراز

جولان می دادم

من بدون لحظه ای دغدغه مرگ امید

با قدمهای بلندی از لجاجت مورچه ها را کشتم

با خودم خوش بودم ،

با غرورم مست، وای چه غافل بودم

من لبان ماهی سرخ و قشنگ حوضچه خوبی را

با صلاح تیز صلاخی خود

پاره پاره کردم

چه تقلایی کرد، چه تمنایی کرد!

غافل از این بودم

که لبان ماهی قرمز ما

امید وصالش بودند!

بعد از این حادثه داغ انگیز

با کدام لبها بخواند نام معشوقش را؟

کاش می دیدم اشک آن ماهی را

شایدم

شاید آن آب روان همه اشکش باشد

چه کسی میداند

و من غافل و سرخوش به هوای لحظه ای شادی شاهانه ،

به هوای دل خوشیها،

به هوای کشتن بی میلی

به هوای تفریح ، در پی آرامش، در پی آسایش

زیر پا له کردم، آرامش زیبایش را

آه که من در بزرگراه سراب آرزوهای دراز

کورکورانه

چون حبابی در هوا،

چشم او کور شدست از دیدن تیر بلا

به فرمان نسیم کوچک بیخبری

حرکت می کردم.

ادعای مضحک گروهک تروریستی ریگی

حیرت بازماندگان گروهک ریگی:
این کار عظیم ، کار ایران نبود! / آمریکا و انگلیس ریگی را گرفتند
گروهک تروریستی جندالله با صدور اطلاعیه ای ضمن ادعای "تسلیم شدن در برابر قدر الهی مبنی بر قربانی شدن رهبرشان" تاکید کردند : بازداشت عبدالمالک ریگی کار عظیمی بود و ایران نمی توانست آن را انجام دهد.

به گزارش خبرنگار مهر در بیانیه جدید گروهک تروریستی ریگی ادعا شده است سازمان سیا با همکاری استخبارات افغانستان واستخبارات پاکستان در بازداشت ریگی دست داشته اند.

همچنین این گروهک در تکمیل این ادعای مضحک عنوان کرده است: طبق اطلاعاتی که شاخه اطلاعاتی جنبش بدان دست یافته است سرویسهای اطلاعاتی غرب در دستگیری رهبر جنبش همکاری بسیار زیادی از جمله کنترل خط های ماهواره ای و همچنین استفاده از هواپیماهای جاسوسی و ... داشته اند که نشان می دهد امریکا و غرب نزدیک ترین ارتباط ها را با ایران دارند.

این گروهک انگلیس را هم به دست داشتن در دستگیری ریگی متهم کرده است.

این گروهک تروریستی در مطلب مضحک دیگری ضمن دعوت طرفداران خود به صبر گفتنه است:مشکلاتی بس از این بزرگتر بر پیامبران و بزرگان و مجاهدان آمده است ، اما هرگز سبب خاموش شدن حق نشده است بلکه این مصیبت بزرگ عزم ما را برای مبارزه و جهاد راسخ تر نموده است!!

" خبرگزاري مهر "

عکس جالب و زیبا

تصویری زیبا و جالب از یه کاکتوس

03343391051202192910.jpg

زندگینامه عارفان و دانشمندان نامی ایران

به نام خدا

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش   ***   چون  رنده  ز  کار  خود  بی  بهره  مباش

 تعلیم   ز   اره   گیر   در   کار   معاش   ***   چیزی سوی خود می کش و چیزی می پاش

                                                                                                                           جامی


« لیست زندگینامه ها»

»زندگینامه شیخ ابوالحسن خرقانی                                    »زندگینامه شیخ مرتضی انصاری
»زندگینامه قاآنی                                                             »زندگینامه اوحدی مراغه ای
»زندگینامه ابراهیم ادهم                                                   »زندگینامه صائب تبریزی
»زندگینامه عین القضات همدانی                                        »زندگینامه ملاصدرا
»زندگینامه شیخ محمود شبستری                                     »زندگینامه شیخ بهائی
»زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی                                 »زندگینامه جامی
»زندگینامه امام محمد غزالی                                             »زندگینامه منصور حلاج
»زندگینامه رابعه عدویه                                                     »زندگینامه ابوعلی سینا                   »زندگینامه بایزید بسطامی                                                »زندگینامه سنایی غزنوی
»زندگینامه ناصرخسرو قبادیانی                                          »زندگینامه سهروردی
»زندگینامه باباطاهر همدانی                                              »زندگینامه ابوسعید ابوالخیر
»زندگینامه عراقی                                                            »زندگینامه مولانا
»زندگینامه عطار                                                              »زندگینامه سعدی

دفاعیات میرحسین موسوی در دادگاه

دفاعیات میرحسین موسوی در دادگاه + عکسها و تصاویر دادگاه

متن کامل اعترافات مهندس موسوی خطاب به قاضی دادگاه


بالاخره بعد از ابطحی، عطریانفر و سعید حجاریان نوبت به میرحسین موسوی رسید تا در دادگاه حاضر بشود و از خود در برابر اتهامات وارده دفاع کند.

آقای موسوی ضمن پذیرفتن اتهامات وارده به عنوان آخرین دفاع لحظاتی از وقت دادگاه را به خود اختصاص دادند و اینگونه از خود دفاع کردند:

ادامه نوشته

سخنان کوتاه و زیبا، کلمات قصار

بسمه تعالی


سخنان حکیمانه بزرگان جهان

با توجه به جایگاه جملات قصار و حکیمانه اندیشمندان در میان مردم  جهان به خصوص کشور عزیزمان ایران برآن شدیم که این پست رو به این موضوع اختصاص بدهیم . در اینجا حدود ۲۵۰۰ جمله  و کلام قصار و حکیمانه در ۲۵ بخش برای مطالعه و استفاده شما عزیزان قرار گرفته که این جملات برگرفته  از  دانشمندان، فیلسوفان ،روانشناسان ، عارفان ، عاشقان ، عابدان ، زاهدان ، حاکمان و  اندیشمندان و متفکران  گوناگون از سرتاسر جهان می باشد.

بعضی از این گفتار به حدی زیبا و دلنشین هستند که می تواندبا یک تفکر کوتاه در آن ، ملکه ذهن انسان شده و زندگی وی را دگرگون کرده و بهبود ببخشند. انشاءلله که همه ما با چشم بینا ببینیم و  با گوش شنوا بشنویم و دیده ها و شنیده های درست را جامه عمل بپوشانیم.

        « ۲۵۰۰ جمله حکیمانه  از بزرگان جهان  » 

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بخش هفتم

بخش هشتم

بخش نهم

بخش دهم

بخش یازدهم

بخش دوازدهم

بخش سیزدهم

بخش چهاردهم

بخش پانزدهم

بخش شانزدهم

بخش هفدهم

بخش هجدهم

بخش نوزدهم

بخش بیستم

بخش بیست و یکم

بخش بیست و دوم

بخش بیست و سوم

بخش بیست و چهارم

بخش بیست و پنجم

              

شهید دکتر مصطفی چمران

بسم الله الرحمن الرحیم

PIC136.jpgمعرفی شهید دکتر مصطفی چمران


من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا.

«قرآن کریم- الاحزاب آیه23»

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوهای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شبهای قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است.
سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالکاشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمیتوان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نمایئم، که مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمیشود توصیف نمود و سنجید.
این مروری است گذرا و سریع، بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران...

موضوعات مرتبط :

»زندگینامه                            »شناختی از شهید دکتر مصطفی چمران

»پیام حضرت امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران            

»نیایش (بخش ۱)                  »نیایش(بخش ۲)                

50 سخن زیبا از حضرت امیرالمومنین علی(ع)

سخنان زیبا از حضرت علی (ع) *** کوتاه و پربار

گر چه مطالبی که از حضرت امیر المومنین (ع) در زیر نقل شده بسیار زیبا و قابل تأمل میباشد ولی باید توجه داشت که اینها شاید فقط قطره ای از اقیانوسهای علم علی باشد که نقل شده .  و ما هر چقدر بکوشیم که ایشان را با فکر خود یا از هر طریقی مانند انتشار کتب و مقالات و  سخنرانیها و... بالا ببریم هرگز نمی توانیم . و حتی نمی توانیم که در خیالات خود بگنجانیم که  علی(ع) چه مقام و منزلت بالایی  دارد.

۵۰ سخن کوتاه را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

دکتر علی شریعتی

shariati-in-prison.jpg

دکتر علی شریعتی

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار

خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.

خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.

خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.

خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

موضوعات مرتبط :

»زندگینامه                                           »آثار                                  »وصیت نامه                              »شیعه علی بودن

»مقایسه عشق و دوست داشتن          » زن از نگاه شریعتی           » انتظار از دیدگاه شریعتی         »کلکم راع و کلکم  مسئول

»فریاد استعمار                                     »حسین (ع)  و پیام او          »روز مرگی